شانه ی چپم تیر می کشد
کوچه سکته می زند
دختری کنار پیاده رو
اشکهای غربتش را به حراج می گذارد
پدری هنوز نفس می کشد
پشت ثانیه های تردید
گلها همه پلاسید
پس کی این چراغ رنگ عوض می کند
مادری شاید غذایش آماده نیست
مرگ موش برای سه نفر
سفره ی گلدار پهن است
شانه ی چپم تیر می کشد....

/ 1 نظر / 12 بازدید
maryam

عشق ، درد به همراه مي آورد درد ، نگراني مي دهد نگراني، جرأت مي بخشد جرأت ، اعتقاد مي آورد اعتقاد، اميد مي دهد اميد، زندگي مي بخشد زندگي ، عشق هديه مي كند عشق، عشق هديه ميكند سلام ممنونم ب خاطر مطالبت. وب زیبایی دارید خوشحال میشم ب من هم سری بزنید ک لینکتون کنم